تمرين درمان وسواس فكري
نام ديگر وسواس فكر OCD ميباشد و از علائم آن اين است كه برخي افكار ناخواسته به سراغ فرد آمده و او نميتواند آنها را كنترل نمايد. افرادي كه دچار OCD ميشوند افكار ناخواستهاي را تكرار ميكنند. فردي كه درگير وسواس فكري ميباشد در خصوص رفتارهاي خود اختياري نداشته و نيرويي دروني وي را وادار به اين كار ميكند كه متأسفانه مشكلساز ميشود. قطعاً ميتوان با وسواس فكري مقابله كرد.
با كمكگرفتن از يك مشاور فردي باتجربه و با انجام راهكارهاي متفاوت قطعاً در درمان OCD موفق خواهيم بود. البته بايد توجه داشت كه پيشنياز اين درمان خواست و اراده فرد ميباشد. براي درمان وسواس فكري بايد دقت داشت تا حتي در روند درمان نيز وسواس نداشته باشيم. برخي افراد پس از مراجعه به درمانگر و دريافت فهرست تمرين درمان، آن را بهصورت وسواسگونهاي انجام ميدهند. درصورتيكه تمرينها را بايد بر اساس نيرو و انرژي خود انجام دهيم. بعد از جلسه اول معمولاً ليست تمرين به بيمار داده ميشود. بهتر است روند تمرين با نظارت مشاور انجام شود تا از نتيجه مطلوب محروم نشويم.
راههاي درمان وسواس
امروزه راههاي مختلفي براي درمان شناخته شده است. اگر درمان بهموقع انجام نشود باعث بروز مشكلات عديدهاي در زندگي فرد ميشود. مشكلاتي نظير انزوا و گوشهگيري از تبعات عدم درمان وسواس ميباشد. بهتر است در كنار روشهاي مختلف درمان وسواس، از روشهاي خودياري نيز استفاده شود. برخي از اين روشها را با هم مرور ميكنيم:
- روش اول: فعاليت بدني و ورزش منظم تأثير مثبتي در روند درمان دارد. تمرينات ورزشي روزانه بهتر است چند نوبت در روز انجام شود. مثلاً پنج تايم 10 دقيقهاي.
- روش دوم: با ديگران ارتباط داشته باشيم. تنهايي وسواس را تشديد ميكند. ارتباط با خانواده و يا دوستان و بيان مشكلات ميتواند تا حدودي مشكل وسواس را درمان نمايد.
- روش سوم: ميزان خواب و استراحت بايد به ميزان كافي باشد.
- روش چهارم: ورزشهاي يوگا، مديتيشن و….تكنيكهاي مناسبي در درمان فشارهاي ذهني وسواس ميباشند.
بايد توجه داشت كه ضربههاي روحي نقش به سزايي در ايجاد وسواس ذهني دارند.
درمان وسواس فكري
وسواس فكري در زنان و مردان به يك اندازه روي ميدهد؛ اما اين وسواس عموماً در مردان از سنين پايينتري اتفاق ميافتد. به دليل ترس از قضاوت ديگران و همچنين شرم و خجالت، درمان به تأخير ميافتد. وسواس فكري نتيجه اغراق در روند طبيعي روانشناختي ميباشد، اما قطعاً قابلدرمان ميباشد و درمان رابطه مستقيمي به ميزان تأثير آن بر زندگي افراد دارد. براي درمان وسواس فكري:
- درمان از طريق روانشناختي: برخي از درمانها كمك ميكند بدون اجبار، با افكار وسواسي خود روبرو شويم. بايد با درمانگر خود همكاري نماييم تا بتوانيم مشكلات را به دستههاي جداگانه تفكر، احساسات و… طبقهبندي نماييم. درمانگر كمك ميكند تا بيمار بدون ازبينبردن ترس و افكار وسواسي با آنها روبرو شود. بيمار قبل از پرداختن به افكار سختتر، به مواردي ميپردازد كه حداقل اضطراب را دارد.
- دارو: دارويي كه درمانگر تجويز ميكند از نوع ضدافسردگي ميباشد كه ميتواند با تغيير تعادل شيميايي در مغز به بهبود بيمار كمك نمايد. براي اختلال وسواس خفيف يك دوره كوتاه درمان توصيه ميشود. اما اگر وسواس فكري شدت زيادي داشته باشد قاعدتاً طول دوره درمان طولانيتر ميباشد.
درهرصورت امكان دارد مدت زيادي طول بكشد تا تأثير درمان داروهاي افسردگي مشاهده شود.
درمان وسواس تقارن
وسواس تقارن يا وسواس قرينه يكي از انواع شايع وسواس ميباشد كه موجب صدمات جسمي و روحي ميشود. اين وسواس در اوايل سنين كم بروز ميكند و معمولاً ديگران آن را تأييد ميكنند؛ زيرا از ديد بزرگترها اين بيماري از فرزندشان فردي منظم و مرتب ميسازد. افرادي كه دچار وسواس تقارن ميشوند بر روي نحوه قرارگرفتن اجسام حساس هستند و در مواردي كه اجسام نامرتب بر سر جاي خود قرار داشته باشند دچار ناراحتي و حساسيت ميشوند. اين افراد حتي نسبت به دستخطهايي كه مرتب نوشته نشده باشند حساسيت دارند. در بيماري قرينگي يا تقارن، فرد زمان زيادي را صرف مرتب نمودن اجسام ميكند. اين افراد گاهي دچار خرافات نيز ميشوند به طور مثال عنوان ميكنند اگر وسايل مرتب سر جاي خود قرار نگيرد مادرم تصادف ميكند! جالب است اين فرد با علم به اينكه تفكرش مضحك ميباشد، اما باز اصرار بدان دارد. گاهي ابتداييترين وسواسها به مسائل بزرگ و پيچيده تبديل خواهد شد. افرادي كه دچار وسواس تقارن ميشوند بايد هرچه سريعتر به روانپزشك يا روانشناس مراجعه نمايند. به روشهاي زير ميتوان اقدام به درمان وسواس قرينگي كرد:
- درمان شناختي – رفتاري: اين روش درمان، روشي گفتاري ميباشد كه به بيمار كمك ميكند تا علتهاي فكري كه اين بيماري را تغذيه ميكند را شناسايي نمايد. پس از اينكه اين الگوها و علتها مشخص شد به بيمار كمك ميشود تا با آنها مقابله نموده و آنها را مرتفع نمايد.
- درمان شناختي – رفتاري مبتني بر ذهنآگاهي: در اين روش به بيمار آموزش داده ميشود كه افكار مزاحم هيچ تسلطي بر آنها ندارد و تنها زماني كه به آنها پاسخ داده شود اين افكار پررنگ و همچنين ترسها تقويت خواهند شد. فن ذهنآگاهي شامل تمرينات تنفسي، مديتيشن و تجسم هدايت شده ميباشد.
درمان وسواس ترس از بيماري
يكي از انواع مشكلات اضطراب، ترس از بيماري ميباشد. در اين اختلال فرد بدون اينكه هيچ علائم بيماري داشته باشد از بيمار شدن هراس دارد. در اين ترس فرد بيمار تمركز بيش از اندازه به جسم خود دارد به حدي كه عملكرد روزانه وي را تحتتأثير قرار خواهد داد. درمان شناختي رفتاري مؤثرترين روش در بهبود اين بيماري ميباشد. اما اگر اين اختلال شدت زيادي داشته باشد ميتوان از داروهاي مهاركننده نظير فلوكستين، سرترالين و….. استفاده نمود البته مصرف اين داروها بايد با رواندرماني همراه باشد براي غلبه بر ترس از بيماري ميتوان روشهاي زير را انجام داد:
- اعتراف به ترس نماييم: بايد به خودمان تلقين نماييم كه ترس نميتواند يك ضعف باشد.
- سبك زندگي خود را تغيير بدهيم: بايد نسبت به همه امور نگرشي مثبت داشته باشيم. با تغيير سبك زندگي، ترس و اضطراب به ميزان قابلتوجهي از بين ميرود.
- بايد به خودمان گوشزد كنيم كه سالم هستيم: بايد بر سلامتي خود تمركز نماييم و همواره به خودمان بگوييم كه «من سالم هستم».
- تفريحات سالم را براي خود مشخص نماييم: اوقات فراغت خود را به تفريحات سالم اختصاص بدهيم و از توجه بيش از اندازه به جسم خود دست برداريم.
- به دنبال افكار تحريككننده نباشيم: بايد بدانيم چه افكاري باعث حساسيت و تحريك ما ميشود بايد به آنها بياعتنا بود و بهسلامتي خود اهميت بدهيم
- و.……
درمان وسواس تكراري
وسواس اجباري به عملي گفته ميشود كه تكراري فيزيكي يا تكراري ذهني ميباشد. وسواس چككردن يكي از نشانههاي بارز اين اختلال ميباشد. در اين نوع بيماري فرد به ورطه تكرار وسواس خود ميافتد و ناخواسته چندين بار آن را انجام ميدهد و هر بار با وجود اطمينانيافتن از آن، مجدد مرتكب آن كار ميشود و بهنوعي دچار وارسي افراطي ميشود. مبتلاياني كه دچار وسواس چككردن امور هستند پس از هر بار انجام قدري از اضطرابشان كم ميشود؛ اما وسواس فكري آنها را از بين نميبرد. بايد گفت اين بيماري قابلدرمان ميباشد شايد در درمان به طور كامل اين اختلال از بين نرود اما ميتواند علائم آن را واپايش كند تا روند زندگي بيمار قدري بهتر شود. روند درمان بسته به نوع اختلال ممكن است طولانيمدت و يا كوتاهمدت باشد. از دو روش رواندرماني و يا دارودرماني ميتوان به بهبود اين بيماري دست پيدا نمود البته در برخي افراد اين دو روش بايد توأم با يكديگر انجام شود.
درمان وسواس جوانان
در برخي از نوجوانان وسواس عاملي شايع ميباشد جواناني كه قصد آغاز زندگي مستقل را داشته باشند، وسواس ميتواند در رشد اجتماعي و رشد ذهني آنها و همچنين در محيطهاي اجتماعي مثل دانشگاه، اثر منفي داشته باشد. جوان دانشجويي كه در محيط خوابگاه با هم دانشجويان خود زندگي ميكند با داشتن وسواس دچار استرس و اضطراب خواهد شد. ميتوان گفت وسواس در جوانان همچون بيماري ميگرن، آسم، و…. يك بيمار مزمن ميباشد و امكان دارد هرگز به طور كامل درمان نشود. گاهي اوقات بايد اطرافيان و خانواده جواناني كه درگير وسواس هستند، با شرايط او آشنا باشند و بتوانند با شرايط او سازگار شده و بدانند چگونه با او زندگي كنند. اما اين به معناي درمانشدن جوانان تعبير نميشود. جوانان درگير وسواس را ميتوان با رواندرماني و گاهي اوقات با برخي از داروها درمان نمود بهطوريكه انگار وجود ندارد. پس از مدتي كه از دوره درمانجوان بگذرد وي ياد ميگيرد كه چگونه با خودش رفتار نمايد و چگونه كارها و افكار وسواسگونه را در خودكنترل نمايد.
درمان شناخت رفتاري بهترين راه درمان جوانان درگير وسواس ميباشد. اين درمان همواره جواب ميدهد و درمانكننده وسواس فكري جوانان ميباشد.
برچسب: ،